طلائیه

 

طلائیه با من سخن بگو

طلائيه محل شهادت سردار خيبر شهيد همت، برادران باكری و قطع شدن دست شهيد خرازی است و عملياتهای مهم بدر و خيبر در آن واقع شد اولين خاكی بود كه عراق گرفت و آخرين خاكی بود كه ول كرد!

قدم به قدم خاك طلائيه خون شهيدی ريخته شده و تو نميتوانی جايی قدم بگذاری و با اطمينان بگويی اينجا كسی شهيد نشده! پس خلع نعلين ميكنی و پابرهنه بر خاك مقدسی قدم مينهی كه فقط ملائكه می دانند آنجا شهيدان با خدا چه سودايی كردند...

طلائيه چه حس غريبی داری... دلم برايت تنگ می شود...

طلائيه!
با من سخن بگو و پرده از رازي بردار كه سالها تو و خداي تو شاهد آن بوده ايد.
طلائيه!
چقدر غمگيني. آن روز سرافراز و امروز سر به زيرانداخته ای

سلام بر شهيدان تشنه لب فكه

فکه

فكه‌ مثل‌ هیچ‌ جا نیست‌

فكه‌ مثل‌ هیچ‌ جا نیست‌! نه‌ شلمچه‌، نه‌ ماووت‌، نه‌ سومار، نه‌ مهران‌، نه‌ طلائیه‌، نه‌...
فكه‌ فقط‌ فكه‌ است‌! با قتلگاه‌ و كانال هایش‌، با تپه‌ ماهور و دشت هایش‌.
فكه‌ قربانگه‌ اسماعیل‌هاست‌ به‌ درگاه‌ خدای‌ مكه‌.
فكه‌ را سینه‌ای‌ است‌ به‌ وسعت‌ میدان های‌ مین‌ِ گسترده‌ بر خاك‌.
فكه‌ را دلی‌ است‌ به‌ پهنای‌ سیم های‌ خاردار خفته‌ در دشت‌.
فكه‌ را باغ هایی‌ است‌ به‌ سر سبزی‌ جنگل‌ امقر.
فكه‌، روحی‌ دارد به‌ لطافت‌ ابرهای‌ گریان‌ در شب‌ والفجریك‌.
فكه‌، چشمانی‌ دارد به‌ بصیرت‌ دیده‌بان‌ خفته‌ در خون‌، بر ارتفاع‌ صد و دوازده‌.
فكه‌، خفته‌ بر زیر گام هایی‌ است‌ كه‌ رفتند و باز نیامدند.
فكه‌، استوار ایستاده‌ است‌، برتر از سنگرهای‌ بتونی‌ ضد آرپی‌ جی‌.
فكه‌،هیچ‌ در كف‌ ندارد، همچون‌ بسیجی‌ ایستاده‌ در برابر تانك های‌ مدرن‌ بعث‌.

ادامه نوشته

شهید آوینی

شهید آسمانی فکه شهید آوینی است

مولایم خامنه ای

امام عزیزم قول می دهیم به پاس خون شهدا دست از مولایمان سید علی برنداریم

مادر آسمانی شهدا

(( شهادت )) در خانه زهراحیثیت پیداکرد.بزرگ شدوانتشاریافت.واوبه روشنی این همه رامی دانست .مادرانه"شهادت رابزرگ کرد.اگاهانه شهادت را شیر داد...از جغرافیای قتلگاه خبر داشت.کربلا را به دامن می نشاند. برای عاشورا لالایی می خواند .گیسوان اسارت را شانه می زد"                 جالب انجاست که روز میلا د  امام شهدا وروز آزاد سازی خرمشهر با تولد مادر اسمانی مقارن شده است. روز مادر بر تمامی مادران شهدا مبارک باد .                                                                                                       

کشتی پهلو گرفته

من ازخشم کبود شدم وقتی تازیانه بر بازوی تو فرود آمد من معطل وبی فلسفه ماندم وقتی زمین ملک تو غصب شد.اشک در چشمان من حلقه زد وقتی سیلی با صورت توآشنا شد.و... بند دلم ورشته امیدم پاره شد وقتی اوند حیات تو قطع شد.السلام علیک یا فاطمه الزهرا

یاد شهدایمان بخیر

هزاران سال ازآغاز حیات بشربر این کره ی خاک می گذرد وهمه ی آنان تا به امروز مرده اند وما نیزخواهیم مرد وبرمرگ مانیزقرنها خواهدگذشت "خوشا آنان که مردانه مرده اند "وتوای عزیز‌‌:بدان تنها کسانی مردانه می میرند که مردانه زیسته باشند