کشتی پهلو گرفته
من ازخشم کبود شدم وقتی تازیانه بر بازوی تو فرود آمد من معطل وبی فلسفه ماندم وقتی زمین ملک تو غصب شد.اشک در چشمان من حلقه زد وقتی سیلی با صورت توآشنا شد.و... بند دلم ورشته امیدم پاره شد وقتی اوند حیات تو قطع شد.السلام علیک یا فاطمه الزهرا
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 18:52 توسط صوفی
|